خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

بی تو جان را چه کنم

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

و توکل علی الله و کفی باالله وکیلا
در کارها بر خدا توکل کن که تنها خدا برای مدد و نگهبانی کفایت است.

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

حتما مگر باید شاعر بود تا احساساتی بود !! ؟ نمی دانم شعر زاییده احساسات است یا احساسات زاییده شعر اما اکنون بی هیچ احساسی دلم شعر می خواهد و دیشب بی هیچ شعری دلم احساساتی بود (شب تا صبح تو جاده بودم ) شیرینی این روزها را تقدیم میکنم به خودم یک شیرینی بخاطر انقلاب اسلامی شیرینی دیگر به خاطر نعمت تهران آری تهران برایم نعمتی است شاید خیلی ها تهران را سکویی برای پرت شدن به فساد بدانند ولی خدا رو شکر کاری که خدا باهام میکنه غیر قابل توصیفه مانده ام چگونه باید شکرش کنم این همه نعمت از او این همه جفا از من بی اختیار شماره ی نفس هایم را می شمارم نمی توانم شماره کنم چون باید برای هر نفس یک سجده ی شکر کرد سجده و ما ادراک ما سجده دیگر نعمت ها بماند که که سجده ای نیاز دارد خدایا شکرت به خاطر همه ی داده ها و نداده ها به خاطر همه ی نعمت هایی که داده ای و به خاطر تمام حکمت هایی که برخی را نداده ای که همانا تو صلاح من را بهتر از من میدانی و تو مهربان تر از هر مهربانی هستی نسبت به بندگانت

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

محمود معظمی/ خیلی از دوستان از من میپرسند:«آقای معظمی، شما میگویید شاد باشید، میگویید ثروتمند شوید، میگویید میتوانید مسائلتان را حل کنید. امّا چطور؟ وضعِ مالیِ من اینطور است؛ یک خانه فلان قیمت است و درآمدم به این مقدار! هرگز نمیشود».دائم از این حرفها میزنند و ظاهراً هم حرفشان درست است. سوالشان این است که:«لطفاً به ما ثابت کن که حرفهایت درست است، به ما ثابت کن که ما میتوانیم! که امیدی هست، که زندگی زیباتر از آنی است که ما فکر میکنیم». و کارِ من همین است. من چیزی را به شما نمیگویم مگر خودم انجام دادهباشم. مطمئن باشید پشتِ هر گفتهی من، صدها شاهد مثال ایستادهاست (که دستِ کم 3-4 مورد از خودِ من است). (برای مطالعۀ ادامۀ مطلب، لطفاً کلیک کنید.) من درسِ دانشگاهی نمیدهم. استاد دانشگاه نیستم. من آنچه را که خود، تمرین کردهام و به نتیجه رسیدهام و موفق شدهام را برای شما میگویم. البته شما مختارید از راهِ خودتان وارد شوید. «چگونه میشود آقای معظمی؟ حقوقِ من 400 هزار تومان است. اگر خیلی تلاش کنم، به یک میلیون تومان میرسد. اگر بخواهم خانهای بخرم که 400 میلیون تومان که نه، حتی 200

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

اوضاع خوبه
همه چی مرتبه

فقط جای دعاهات خالیه

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه تو هم درگیر تشویشی مثه

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب
دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست

امیر خسرو دهلوی

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

شهر خالی است ز عشاق مگر کز طرفی
دستی از غیب برون آید و کاری بکند
حافظ


زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟! که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم ...
فاضل نظرى

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

شب ها بعد تو طولانی تره
آرزوهای من بی تو ابتره


هر چه هم از بد و خوب ، خوب بگذرد لحظه ای که به فکر میرم فکری جز تو ندارم.

برچسب: نویسنده: غزل موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 1:01

صفحه بندی